تا چند زنم بروی دریاها خشت

رباعیات خیام

تا چند زنم بروی دریاها خشتبیزار شدم ز بُت پرستان کِنِشت

خیّام که گفت دوزخی خواهد بودکِه رفت بدوزخ و کِه آمد ز بهشت

حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت استکس ندانست که آخر بچه حالت برود

برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و توراز این پرده نهانست و نهان خواهد بود

ناامیدم مکن از سابقهٔ روز ازلتو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت

Comentarios

Cargando comentarios…