یک نان بدو روز اگر بود حاصل مرد

رباعیات خیام

یک نان بدو روز اگر بود حاصلِ مردوز کوزه شکستهٔ دَمی آبی سرد

مأمور کم از خودی چرا باید بودیا خدمت چون خودی چرا باید کرد

ای دل بکام خویش جهان را تو دیده گیردر وی هزار سال چو نوح آرمیده گیر

Comentarios

Cargando comentarios…