اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
دیوان حافظ
اگر ببادهٔ مشکین دلم کشد شایدکه بوی خیر ز زهد ریا نمیآید
جهانیان همه گر منع من کنند از عشقمن آن کنم که خداوندگار فرماید
طمع ز فیض کرامت مبُر که خلق کریمگنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید
مقیمِ حلقهٔ ذکر است دل بدان امّیدکه حلقهٔ ز سر زلف یار بگشاید
ترا که حسن خداداده هست و حجلهٔ بختچه حاجتست که مشّاطهات بیاراید
چمن خوشست و هوا دلکش است و می بیغشکنون بجز دل خوش هیچ درنمیباید
جمیلهایست عروس جهان ولی هش دارکه این مخدّره در عقد کس نمیآید
بلابه گفتمش ای ماهرخ چه باشد اگربیک شکر ز تو دلخستهٔ بیاساید
Comments
Loading comments…