ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
دیوان حافظ
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیارببر اندوه دل و مژدهٔ دلدار بیار
نکتهٔ روح فزا از دهن دوست بگونامهٔ خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطّر کنم از لطف نسیم تو مشامشمّهٔ از نفحات نفس یار بیار
بوفای تو که خاک ره آن یار عزیزبیغباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست بکوریّ رقیببهر آسایش این دیدهٔ خونبار بیار
خامی و سادهدلی شیوهٔ جانبازان نیستخبری از بر آن دلبر عیّار بیار
شکر آنرا که تو در عشرتی ای مرغ چمنباسیران قفس مژدهٔ گلزار بیار
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بیدوستعشوهٔ زان لب شیرین شکربار بیار
روزگاریست که دل چهرهٔ مقصود ندیدساقیا آن قدح آینه کردار بیار
Comments
Loading comments…