ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
دیوان حافظ
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنیسود و سرمایه بسوزیّ و محابا نکنی
دردمندان بلا زهر هلاهل دارندقصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
رنج ما را که توان برد بیک گوشهٔ چشمشرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
دیدهٔ ما چو بامّید تو دریاست چرابتفرّج گذری بر لب دریا نکنی
نقل هر جور که از خُلق کریمت کردندقول صاحب غرضانست تو آنها نکنی
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهداز خدا جز می و معشوق تمنّا نکنی
Comments
Loading comments…