ای که مهجوری عشاق روا میداری
دیوان حافظ
ای که مهجوری عشّاق روا میداریعاشقانرا ز بر خویش جدا میداری
تشنهٔ بادیه را هم بزلالی دریاببامیدی که درین ره بخدا میداری
دل ببردیّ و بحل کردمت ای جان لیکنبه ازین دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حریفان دگر مینوشندما تحمّل نکنیم ار تو روا میداری
ای مگس حضرت سیمُرغ نه جولانگه تستعرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو بتقصیر خود افتادی ازین در محروماز که مینالی و فریاد چرا میداری
Comments
Loading comments…