ببرد از من قرار و طاقت و هوش
دیوان حافظ
ببرد از من قرار و طاقت و هوشبت سنگین دل سیمین بناگوش
نگاری چابکی شنگی کله دارظریفی مهوشی ترکی قباپوش
ز تاب آتش سودای عشقشبسان دیگ دایم میزنم جوش
چو پیراهن شوم آسوده خاطرگرش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانمنگردد مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببردستبر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
Comments
Loading comments…