به وقت گل شدم از توبه شراب خجل

دیوان حافظ

بوقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجلکه کس مباد ز کردار ناصواب خجل

صلاح ما همه دام رهست و من زین بحثنیم ز شاهد و ساقی بهیچ باب خجل

بود که یار نرنجد ز ما بخلق کریمکه از سؤال ملولیم و از جواب خجل

ز خون که رفت شب دوش از سراچهٔ چشمشدیم در نظر رهروان خواب خجل

رواست نرگس مست ار فکند سر در پیشکه شد ز شیوهٔ آن چشم پرعتاب خجل

توئی که خوبتری زآفتاب و شکر خداکه نیستم ز تو در روی آفتاب خجل

Comments

Loading comments…