بیا با ما مورز این کینه داری

دیوان حافظ

بیا با ما مورز این کینه‌داریکه حقّ صحبت دیرینه داری

نصیحت گوش کن کاین دُر بسی بهاز آن گوهر که در گنجینه داری

ولیکن کی نمائی رخ برندانتو کز خورشید و مه آیینه داری

بد رندان مگو ای شیخ و هش دارکه با حکم خدائی کینه داری

نمی‌ترسی ز آه آتشینمتو دانی خرقهٔ پشمینه داری

بفریاد خمار مفلسان رسخدا را گر مِی دوشینه داری

Comments

Loading comments…