بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
دیوان حافظ
بیا و کشتی ما در شط شراب اندازخروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا بکشتی باده در افکن ای ساقیکه گفتهاند نکوئی کن و در آب انداز
ز کوی میکده برگشتهام ز راه خطامرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زان می گلرنگ مشکبو جامیشرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کننظر برین دل سرگشتهٔ خراب انداز
به نیم شب اگرت آفتاب میبایدز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم بخاک بسپارندمرا بمیکده بر در خُم شراب انداز
Comments
Loading comments…