خم زلف تو دام کفر و دین است
دیوان حافظ
خم زلف تو دام کفر و دینستز کارستان او یک شمّه اینست
جمالت معجز حسنست لیکنحدیث غمزهات سحر مبینست
ز چشم شوخ تو جان کی توان بردکه دایم با کمان اندر کمینست
بر آن چشم سیه صد آفرین بادکه در عاشقکشی سحرآفرینست
عجب علمیست علم هیأت عشقکه چرخ هشتمش هفتم زمینست
تو پنداری که بدگو رفت و جان بردحسابش با کرام الکاتبینست
Comments
Loading comments…