دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد

دیوان حافظ

دادگرا ترا فلک جرعه کش پیاله باددشمن دل سیاه تو غرقه بخون چو لاله باد

ذروهٔ کاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاعراهروان وهم را راه هزار ساله باد

ای مه برج منزلت چشم و چراغ عالمیبادهٔ صاف دایمت در قدح و پیاله باد

چون بهوای مدحتت زهره شود ترانه‌سازحاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد

نه طبق سپهر و آن قرصهٔ ماه و خور که هستبر لب خوان قسمتت سهل‌ترین نواله باد

دختر فکر بکر من محرم مدحت تو شدمهر چنان عروس را هم بکفت حواله باد

Comments

Loading comments…