دامن کشان همی شد در شرب زر کشیده
دیوان حافظ
دامن کشان همی شد در شَرب زرکشیدهصد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده
از تاب آتش می بر گرد عارضش خویچون قطرهای شبنم بر برگ گل چکیده
لفظی فصیح شیرین قدّی بلند چابکروئی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده
یاقوت جان فزایش از آب لطف زادهشمشاد خوش خرامش در ناز پروریده
آن لعل دلکشش بین وان خندهٔ دل آشوبوان رفتن خوشش بین وان گام آرمیده
آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شدیاران چه چاره سازم با این دل رمیده
زنهار تا توانی اهل نظر میازاردنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبتروزی کرشمهٔ کن ای یار برگزیده
گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظبازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده
Comments
Loading comments…