در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

دیوان حافظ

در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارمکز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم

عاشق و رندم و می‌خواره بآواز بلندوین همه منصب از آن حور پری‌وش دارم

گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داریمن بآه سحرت زلف مشوّش دارم

گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوستمن رخ زرد بخونابه منقّش دارم

گر بکاشانهٔ رندان قدمی خواهی زدنُقل شعر شکرین و می بیغش دارم

ناوک غمزه بیار و رسن زلف که منجنگها با دل مجروح بلاکش دارم

Comments

Loading comments…