دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز

دیوان حافظ

دلم رمیدهٔ لولی وشیست شورانگیزدروغ وعده و قتّال وضع و رنگ‌آمیز

فدای پیرهن چاک ماهرویان بادهزار جامهٔ تقویّ و خرقهٔ پرهیز

خیال خال تو با خود بخاک خواهم بردکه تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقیبخواه جام و گلابی بخاک آدم ریز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشربمی ز دل ببرم هول روز رستاخیز

فقیر و خسته بدرگاهت آمدم رحمیکه جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفتکه در مقام رضا باش و ز قضا مگریز

Comments

Loading comments…