دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
دیوان حافظ
دوستان دختر رز توبه ز مستوری کردشد سوی محتسب و کار بدستوری کرد
آمد از پرده بمجلس عرقش پاک کنیدتا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشقراه مستانه زد و چارهٔ مخموری کرد
نه بهفت آب که رنگش بصد آتش نرودآنچه با خرقهٔ زاهد می انگوری کرد
غنچهٔ گلبن وصلم ز نسیمش بشکفتمرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد
Comments
Loading comments…