دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
دیوان حافظ
دوستان وقت گل آن به که بعشرت کوشیمسخن اهل دلست این و بجان بنیوشیم
نیست در کس کرم و وقت طرب میگذردچاره آنست که سجّاده بمی بفروشیم
خوش هوائیست فرح بخش خدایا بفرستنازنینی که برویش می گلگون نوشیم
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنرستچون ازین غصّه ننالیم و چرا نخروشیم
گل بجوش آمد و از می نزدیمش آبیلاجرم زاتش حرمان و هوس میجوشیم
میکشیم از قدح لاله شرابی موهومچشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم
Comments
Loading comments…