سالها دل طلب جام‌جم از ما میکرد

دیوان حافظ

سالها دل طلب جام جم از ما میکردوانچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرونستطلب از گم‌شدگان لب دریا میکرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوشکو بتأیید نظر حلّ معمّا میکرد

دیدمش خرّم و خندان قدح باده بدستواندران آینه صد گونه تماشا میکرد

گفتم این جام جهان بین بتو کی داد حکیمگفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بوداو نمیدیدش و از دور خدا را میکرد

این همه شعبدهٔ خویش که میکرد اینجاسامری پیش عصا و ید بیضا میکرد

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلندجرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

فیض روح‌القدس ار باز مدد فرمایددیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد

Comments

Loading comments…