عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

دیوان حافظ

عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنمدست شفاعت هر زمان در نیکنامی میزنم

بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خوددامی براهی می‌نهم مُرغی بدامی میزنم

اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کوحالی من اندر عاشقی داو تمامی میزنم

تا بو که یابم آگهی از سایهٔ سرو سهیگلبانگ عشق از هر طرف بر خوشخرامی میزنم

هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دلنقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم

دانم سر آرد غصّه را رنگین برآرد قصّه رااین آه خون افشان که من هر صبح و شامی میزنم

Comments

Loading comments…