ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم

دیوان حافظ

ما بیغمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و همنفس جام باده‌ایم

بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اندتا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ٔما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

پیر مغان ز توبهٔ ما گر ملول شدگو باده صاف کن که بعذر ایستاده‌ایم

کار از تو میرود مددی ای دلیل راهکانصاف میدهیم و ز راه اوفتاده‌ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کاراین داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم

Comments

Loading comments…