ما ز یاران چشم یاری داشتیم
دیوان حافظ
ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی برکی دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبودور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشتما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروزما دم همّت برو بگماشتیم
نکتها رفت و شکایت کس نکردجانب حرمت فرو نگذاشتیم
Comments
Loading comments…