گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

دیوان حافظ

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شبروست او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوائی کز باد صبح خیزدگفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را بآرزو کُشتگفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح داردگفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

Comments

Loading comments…