یکی گفت با صوفیی در صفا
کلیات سعدی — بوستان — باب هفتم
یکی گفت با صوفیی در صفاندانی فلانت چگفت از قفا؟
بگفتا خموش ای برادر بخفتندانسته بهتر که دشمن چه گفت؟
کسانی که پیغام دشمن برندز دشمن همانا که دشمن ترند
کسی قول دشمن نیارد بدوستجز آنکس که در دشمنی یار اوست
نیارست دشمن جفا گفتنمچنان کز شنیدن بلرزد تنم
تو دشمنتری کاوری بر دهانکه دشمن چنین گفت اندر نهان
سخن چین کند تازه جنگ قدیمبخشم آورد نیکمرد سلیم
از آن همنشین تا توانی گریزکه مر فتنهٔ خفته را گفت خیز
سیه چال و مرد اندرو بسته پایبه از فتنه از جای بردن بجای
میان دو تن جنگ چون آتشستسخنچین بدبخت هیزم کشست
Comments
Loading comments…