شنیدم که دیناری از مفلسی
کلیات سعدی — بوستان — باب پنجم
شنیدم که دیناری از مفلسیبیفتاد و مسکین بجستش بسی
بآخر سر ناامیدی بتافتیکی دیگرش ناطلب کرده یافت
ببدبختی و نیکبختی قلمبگردید و ما همچنان در شکم
نه روزی بسرپنجگی میخورندکه سر پنجگان تنگ روزی ترند
بسا چارهدانا بسختی بمردکه بیچاره گوی سلامت ببرد
Comments
Loading comments…