ستایش پیغمبر

کلیات سعدی — بوستان — دیباچه

کریم السجایا جمیلُ الشیمنبیّ البرایا شفیعُ الاُمم

امام رُسل پیشوای سبیلامین خدا مهبط جبرئیل

شفیع الوری خواجهٔ بعث و نشرامام الهدی صدر دیوان حشر

کلیمی که چرخ فلک طور اوستهمه نورها پرتو نور اوست

شفیع مطاع نبی کریمقسیم جسیم نسیم وسیم

یتیمی که ناکرده قرآن درستکتبخانهٔ چند ملت بشست

چو عزمش برآهیخت شمشیر بیمبمعجز میان قمر زد دو نیم

چو صیتش در افواه دنیا فتادتزلزل در ایوان کسری فتاد

بلاقامت لات بشکست خُردباعزاز دین آب عزّی ببرد

نه از لات و عزی برآورد گردکه توریة و انجیل منسوخ کرد

شبی بر نشست از فلک برگذشتبتمکین و جاه از ملک درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براندکه بر سِدره جبریل ازو بازماند

بدو گفت سالار بیت‌الحرامکه ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتیعِنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماندبماندم که نیروی بالم نماند

اگر یکسر موی برتر پرمفروغِ تجلی بسوزد پرم

نماند بعصیان کسی در گروکه دارد چنین سیدی پیشرو

چه نعت پسندیده گویم ترا؟علیک السلام ای نبیّ الورا

درود ملک بر روان تو بادبر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مُریدعمر پنجه بر پیچِ دیو مَرید

خردمند عثمان شب زنده‌دارچهارم علی شاه دلدل سوار

خدایا بحق بنی فاطمهکه بر قولم ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبولمن و دست و دامان آل رسول

چه کَم گردد ای صدر فرخنده پیز قدر رفیعت بدرگاه حی

که باشند مشتی گدایان خیلبمهمان دارالسلامت طفیل

خدایت ثنا گفت و تبجیل کردزمین بوس قدر تو جبریل کرد

بلند آسمان پیش قدرت خجلتو مخلوق و آدم هنوز آب و گل

تو اصل وجود آمدی از نخستدگر هرچه موجود شد فرع تست

ندانم کدامین سخن گویمتکه والاتری زآنچه من گویمت

ترا عِزّ لولاک تمکین بسستثنای تو طه و یسن بسست

چه وصفت کند سعدی ناتمامعلیک الصلوة ای نبی السلام

Comments

Loading comments…