آنک از جنت فردوس یکی می‌آید

کلیات سعدی — غزلیات

آنک از جنت فردوس یکی می‌آیداختری میگذرد یا ملکی می‌آید

هر شکرپاره که در میرسد از عالم غیببر دل ریش عزیزان نمکی می‌آید

تا مگر یافته گردد نفسی خدمت اونفسی میرود از عمر و یکی می‌آید

سعدیا لشکر سلطان غمش ملک وجودهم بگیرد که دمادم یزکی می‌آید

شک درین نیست که سودای تو در جان منستگر رقیب از سخنش بوی شکی می‌آید

Comments

Loading comments…