ای رخ چون آینه افروخته
کلیات سعدی — غزلیات
ای رخ چون آینه افروختهالحذر از آه من سوخته
غیرت سلطان جمالت چو بازچشم من از هر که جهان دوخته
عقل کهن بار جفا میکشددمبدم از عشق نوآموخته
وه که بیکبار پراکنده شدآنچه بعمری بشد اندوخته
غم بتوّلای تو بخریدهامجان بتمنای تو بفروخته
در دل سعدیست چراغ غمتمشعلهٔ تا ابد افروخته
Comments
Loading comments…