به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند

کلیات سعدی — غزلیات

ببوی آنکه شبی در حرم بیاسایندهزار بادیه سهلست اگر بپیمایند

طریق عشق جفا بردنست و جانبازیدگر چه چاره که با زورمند برنایند؟

اگر ببام برآید ستاره پیشانیچو ماه عید بانگشتهاش بنمایند

در گریز نبستست لیکن از نظرشکجا روند اسیران که بند بر پایند

ز خون عزیزترم نیست مایهٔ در تنفدای دست عزیزان اگر بیالایند

مگر بخیل تو با دوستان نپیوندند؟مگر بشهر تو بر عاشقان نبخشایند؟

فدای جان تو گر جان من طمع داریغلام حلقه بگوش آن کند که فرمایند

هزار سرو خرامان براستی نرسدبقامت تو و گر سر بر آسمان سایند

حدیث حسن تو و داستان عشق مراهزار لیلی و مجنون بر آن نیفزایند

مثال سعدی عودست تا نسوزانیجماعت از نفسش دمبدم نیاسایند

Comments

Loading comments…