به تو مشغول و با تو همراهم
کلیات سعدی — غزلیات
بتو مشغول و با تو همراهموز تو بخشایش تو میخواهم
همه بیگانگان چنین دانندکه منت آشنای درگاهم
ترسم ای میوهٔ درخت بلندکه نیائی بدست کوتاهم
تا مرا از تو آگهی دادندبوجودت گر از خود آگاهم
همه در خورد رای و قیمت خویشاز تو خواهند و من ترا خواهم
بلبل بوستان حسن توامچون نیفتد سخن در افواهم؟
میکشندم که ترک عشق بگومیزنندم که بیدق شاهم
ور بصد پارهام کنی زین رنگنه بنگردم که صبغة اللهم
سعدیا در قفای دوست مروچکنم میبرد باکراهم
میل از اینجانب اختیاری نیستکهربا را بگو که من کاهم
دیدم این پنجروز آخر عمرکه بغفلت برفت پنجاهم
Comments
Loading comments…