به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید

کلیات سعدی — غزلیات

بکوی لاله رخان هر که عشقباز آیدامید نیست که دیگر بعقل بازآید

کبوتری که دگر آشیان نخواهد دیدقضا همی بردش تا بچنگ باز آید

ندانم ابروی شوخت چگونه محرابیستکه گر ببیند زندیق در نماز آید

بزرگوار مقامی و نیکبخت کسیکه هر دم از در او چون توئی فراز آید

ترش نباشم اگر صد جواب تلخ دهیکه از دهان تو شیرین و دلنواز آید

بیا و گونهٔ زردم ببین و نقش بخوانکه گر حدیث کنم قصهٔ دراز آید

خروشم از تف سینه‌ست و ناله از سر دردنه چون دگر سخنان کز سر مجاز آید

بجای خاک قدم بر دو چشم سعدی نهکه هر که چون تو گرامی بود بناز آید

Comments

Loading comments…