تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد

کلیات سعدی — غزلیات

ترا ز حال پریشان ما چه غم دارد؟اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد؟

ترا که هر چه مرادست میرود از پیشز بیمرادی امثال ما چه غم دارد؟

تو پادشاهی گر چشم پاسبانان همه شببخواب درنرود، پادشا چه غم دارد؟

خطاست اینکه دل دوستان بیازاریولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد؟

امیر خوبان آخر گدای خیل توایمجواب ده که امیر از گدا چه غم دارد؟

بَکی العذول علی ماجَری لاَ جفانیرفیق غافل ازین ماجرا چه غم دارد؟

هزار دشمن اگر در قفاست عارفراچو روی خوب تو دید از قفا چه غم دارد؟

قضا بتلخی و شیرینی ای پسر رفتستتو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد؟

بلای عشق عظیمست لاابالی راچو دل بمرگ نهاد از بلا چه غم دارد؟

جفا و هر چه توانی بکن که سعدی راکه ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد؟

Comments

Loading comments…