حدیث یا شکرست آن که در دهان داری

کلیات سعدی — غزلیات

حدیث یا شکرست آنکه در دهان داریدوم بلطف نگویم که در جهان داری

گناه عاشق بیچاره نیست در پی توگناه تست که رخسار دلستان داری

جمال عارض خورشید و حسن قامت سروترا رسد که چو دعوی کنی بیان داری

ندانم ای کمر این سلطنت چه لایق توستکه با چنین صنمی دست در میان داری؟

بسیست تا دل گم کرده باز می‌جستمدر ابروان تو بشناختم که آن داری

ترا که زلف و بناگوش و خد و قد اینستمرو بباغ که در خانه بوستان داری

بدین صفت که توئی دل چه جای خدمت تست؟فراتر آی که ره در میان جان داری

گرین روش که تو طاوس میکنی رفتارنه برج من که همه عالم آشیان داری

قدم ز خانه چو بیرون نهی بعزت نهکه خون دیدهٔ سعدی بر آستان داری

Comments

Loading comments…