خطا کردی به قول دشمنان گوش
کلیات سعدی — غزلیات
خطا کردی بقول دشمنان گوشکه عهد دوستان کردی فراموش
که گفت آنروی شهرآرای بنمای؟دگربارش که بنمودی فراپوش
دل سنگینت آگاهی نداردکه من چون دیگ روئین میزنم جوش
نمیبینم خلاص از دست فکرتمگر کافتاده باشم مست و مدهوش
بظاهر پند مردم مینیوشمنهانم عشق میگوید که منیوش
مگر ساقی که بستانم ز دستشمگر مطرب که بر قولش کنم گوش
مرا جامی بده وین جامه بستانمرا نقلی بِنه وین خرقه بفروش
نشستم تا برون آئی خرامانتو بیرون آمدی من رفتم از هوش
تو در عالم نمیگنجی ز خوبیمرا هرگز کجا گنجی در آغوش؟
خردمندان نصیحت میکنندمکه سعدی چون دهل بیهوده مخروش
ولیکن تا بچوگان میزنندشدهل هرگز نخواهد بود خاموش
Comments
Loading comments…