خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد

کلیات سعدی — غزلیات

خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شدنقد امید عمر من در طلب وصال شد

گر نشد اشتیاق او غالب صبر و عقل مناین بچه زیردست گشت آن بچه پایمال شد؟

بر من اگر حرام شد وصل تو نیست بوالعجببوالعجب آنکه خون من بر تو چرا حلال شد؟

پرتو آفتاب اگر بدر کند هلال رابدر وجود من چرا در نظرت هلال شد؟

زیبد اگر طلب کند عزت ملک مصر دلآنکه هزار یوسفش بندهٔ جاه و مال شد

طرفه مدار اگر ز دل نعرهٔ بیخودی زنمکاتش دل چو شعله زد صبر درو محال شد

سعدی اگر نظر کند تا نه غلط گمان بریکو نه برسم دیگران بندهٔ زلف و خال شد

Comments

Loading comments…