ساقی بده آن شراب گلرنگ
کلیات سعدی — غزلیات
ساقی بده آن شراب گلرنگمطرب بزن آن نوای بر چنگ
کز زهد ندیدهام فتوحیتا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
خون شد دل من ندیده کامیالّا که برفت نام با ننگ
عشق آمد و عقل همچو بادیرفت از بر من هزار فرسنگ
ای زاهد خرقه پوش تا کیبا عاشق خسته دل کنی جنگ؟
گِرد دو جهان بگشته عاشقزاهد بنگر نشسته دلتنگ
من خرقه فکندهام ز عشقتباشد که بوصل تو زنم چنگ
سعدی همه روز عشق میبازتا در دو جهان شوی بیک رنگ
Comments
Loading comments…