ساقی سیمتن چه خسبی خیز

کلیات سعدی — غزلیات

ساقی سیمتن چه خسبی خیزآب شادی بر آتش غم ریز

بوسهٔ بر کنار ساغر نهپس بگردان شراب شهدآمیز

کابر آزاد و باد نوروزیدرفشان می‌کنند و عنبربیز

جهد کردیم تا نیالایدبخرابات دامن پرهیز

دست بالای عشق زور آوردمعرفت را نماند جای ستیز

گفتم ای عقل زورمند چرابرگرفتی ز عشق راهِ گریز

گفت اگر گربه شیر نر گرددنکند با پلنگ دندان تیز

شاهدان میکنند خانهٔ زهدمطربان میزنند راه حجاز

توبه را تلخ میکند در حلقیار شیرین زبان شورانگیز

سعدیا هر دمت که دست دهدبسر زلف دوستان آویز

دشمنان را بحال خود بگذارتا قیامت کنند و رستاخیز

Comments

Loading comments…