شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
کلیات سعدی — غزلیات
شوخی مکن ای یار که صاحبنظرانندبیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
کس نیست که پنهان نظری با تو نداردمن نیز بر آنم که همه خلق بر آنند
اهل نظرانند که چشمی بارادتبا روی تو دارند و دگر بی بصرانند
هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیابعد از غم رویت غم بیهوده خورانند
ساقی بده آن کوزهٔ خمخانه بدرویشکانها که بمردند گل کوزه گرانند
چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست؟افسوس بر اینان که بغفلت گذرانند
تا رای کجا داری و پروای که داری؟کز هر طرفت طایفهٔ منتظرانند
اینان که بدیدار تو در رقص میایندچون میروی اندر طلبت جامه درانند
سعدی بجفا ترک محبت نتوان گفتبر در بنشینم اگر از خانه برانند
Comments
Loading comments…