قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
کلیات سعدی — غزلیات
قیمت گل برود چون تو بگلزار آئیو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آئی
این همه جلوهٔ طاوس و خرامیدن اوبار دیگر نکند گر تو برفتار آئی
چند بار آخرت ایدل بنصیحت گفتمدیده بردوز نباید که گرفتار آئی
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی؟دل چنین سخت نباشد تو مگر خارائی؟
گر تو صد بار بیائی بسر کشتهٔ عشقچشم باشد مترصد که دگربار آئی
سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیستمن خصومت نکنم گر تو بپیکار آئی
کس نماند که بدیدار تو واله نشودچون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آئی
دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنیگر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آئی
دوست دارم که کست دوست ندارد جز منحیف باشد که تو در خاطر اغیار آئی
سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببردبچنین صورت و معنی که تو میآرائی
Comments
Loading comments…