من از این جا به ملامت نروم
کلیات سعدی — غزلیات
من از اینجا بملامت نرومکه من اینجا بامیدی گروم
گر بعقلم سخنی میگویندبیم آنست که دیوانه شوم
گوش دل رفته بآواز سماعنتوانم که نصیحت شنوم
همه گو باد ببر خرمن عمردو جهان بیتو نیرزد دو جوم
دوستان عیب و ملامت مکنیدکانچه خود کاشته باشم دروم
من بیچارهٔ گردن بکمندچکنم گر برکابش نروم؟
سعدیا گفت بخوابم بینیبیوفا یارم اگر میغنوم
Comments
Loading comments…