مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد

کلیات سعدی — غزلیات

مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتدکاشوب حُسن روی تو در عالم اوفتد

گر در خیال خلق پریوار بگذریفریاد در نهاد بنی‌آدم اوفتد

افتادهٔ تو شد دلم ایدوست دست گیردر پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد

در رویت آنکه تیغ نظر میکشد بجهلمانند من بتیر بلا محکم اوفتد

مشکن دلم که حقهٔ راز نهان تستترسم که راز در کف نامحرم اوفتد

وقتست اگر بیائی و لب بر لبم نهیچندم بجستجوی تو دم بر دم اوفتد

سعدی صبور باش برین ریش دردناکباشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد

Comments

Loading comments…