مپندار از لب شیرین عبارت
کلیات سعدی — غزلیات
مپندار از لب شیرین عبارتکه کامی حاصل آید بیمرارت
فراق افتد میان دوستدارانزیان و سود باشد در تجارت
یکی را چون ببینی کشتهٔ دوستبدیگر دوستانش ده بشارت
ندانم هیچکس در عهد حسنتکه با دل باشد الّا بی بصارت
مرا آن گوشهٔ چشم دلاویزبکشتن میکند گوئی اشارت
گر آن حلوا بدست صوفی افتدخدا ترسی نباشد روزِ غارت
عجب دارم درون عاشقان راکه پیراهن نمیسوزد حرارت
جمال دوست چندان سایه انداختکه سعدی ناپدیدست از حقارت
Comments
Loading comments…