میان باغ حرامست بی تو گردیدن
کلیات سعدی — غزلیات
میان باغ حرامست بیتو گردیدنکه خار با تو مرا به که بیتو گل چیدن
و گر بجام برم بیتو دست در مجلسحرام صرف بود بیتو باده نوشیدن
خم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقهبسنگ خاره درآموخت عشق ورزیدن
اگر جماعت چین صورت تو بت بینندشوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن
کساد نرخ شکر در جهان پدید آیددهان چو بازگشائی بوقت خندیدن
بجای خشک بمانند سروهای چمنچو قامت تو ببینند در خرامیدن
من گدای که باشم که دم زنم ز لبت؟سعادتم چه بود؟ خاک پات بوسیدن
بعشق مستی و رسوائیم خوشست از آنکنکو نباشد با عشق زهد ورزیدن
نشاط زاهد از انواع طاعتست و ورعصفای عارف از ابروی نیکوان دیدن
عنایت تو چو با جان سعدیست چه باکچه غم خورد گه حشر از گناه سنجیدن؟
Comments
Loading comments…