نشاید که خوبان به صحرا روند
کلیات سعدی — غزلیات
نشاید که خوبان بصحرا روندهمه کس شناسند و هر جا روند
حلالست رفتن بصحرا ولیکنه انصاف باشد که بی ما روند
نباید دل از دست مردم ربودچو خواهند جائی که تنها روند
که بپسندد از باغبانان گلکه از بانگ بلبل بسودا روند؟
برآرند فریاد عشق از ختاگر این شوخ چشمان بیغما روند
همه سروها را بباید خمیدکه در پای آن سروبالا روند
بسا هوشمندا که در کوی عشقچو من عاقل آیند و شیدا روند
بسازیم بر آسمان سُلمیاگر شاهدان بر ثریّا روند
نه سعدی درین گل فرورفت و بسکه آنان که بر روی دریا روند
Comments
Loading comments…