نه خود اندر زمین نظیر تو نیست

کلیات سعدی — غزلیات

نه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیست

ندهم دل بقدّ و قامت سروکه چو بالای دلپذیر تو نیست

در همه شهر ای کمان ابروکس ندانم که صید تیر تو نیست

دل مردم دگر کسی نبردکه دلی نیست کان اسیر تو نیست

گر بگیری نظیر من چکنمکه مرا در جهان نظیر تو نیست

ظاهر آنست کان دل چو حدیددرخور صدر چون حریر تو نیست

همه عالم بعشقبازی رفتنام سعدی که در ضمیر تو نیست

Comments

Loading comments…