هر که بی او زندگانی میکند
کلیات سعدی — غزلیات
هر که بی او زندگانی میکندگر نمیمیرد گرانی میکند
من بر آن بودم که ندهم دل بعشقسروبالا دلستانی میکند
مهربانی مینمایم بر قدشسنگدل نامهربانی میکند
برف پیری مینشیند بر سرمهمچنان طبعم جوانی میکند
ماجرای دل نمیگفتم بخلقآب چشمم ترجمانی میکند
آهن افسرده میکوبد که جهدبا قضای آسمانی میکند
عقل را با عشق زور پنجه نیستاحتمال از ناتوانی میکند
چشم سعدی در امید روی یارچون دهانش دُرفشانی میکند
هم بود شوری درین سر بیخلافکاین همه شیرین زبانی میکند
Comments
Loading comments…