هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
کلیات سعدی — غزلیات
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامیزد
آنکس که دلی دارد آراستهٔ معنیگر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشدور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد
آخر نه منم تنها در بادیهٔ سوداعشق لب شیرینت بس شور برانگیزد
بیبخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت؟بیمایه زبون باشد هر چند که بستیزد
فضلست اگرم خوانی عدلست اگرم رانیقدر تو نداند آن کز زجر تو بگریزد
تا دل بتو پیوستم راه همه دربستمجائی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگزور روی بگردانی در دامنت آویزد
Comments
Loading comments…