وه که در عشق چنان می‌سوزم

کلیات سعدی — غزلیات

وه که در عشق چنان میسوزمکه بیک شعله جهان میسوزم

شمع وش پیش رخ شاهد یاردمبدم شعله زنان میسوزم

سوختم گرچه نمی‌یارم گفتکه من از عشق فلان میسوزم

رحمتی کن که بسر میگردمشفقتی بر که بجان میسوزم

با تو یاران همه در ناز و نعیممن گنه‌کارم از آن میسوزم

سعدیا ناله مکن گر نکنمکس نداند که نهان میسوزم

Comments

Loading comments…