کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد

کلیات سعدی — غزلیات

کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد؟آخر این غورهٔ نوخاسته چون حلوا شد؟

دیگر این مرغ کی از بیضه برآمد که چنینبلبل خوش سخن و طوطی شکرخا شد؟

که درآموختش این لطف و بلاغت کانروزمردم از عقل بدر برد که او دانا شد؟

شاخکی تازه برآورد صبا بر لب جویچشم بر هم نزدی سرو سهی بالا شد

عالم طفلی و جهلِ حیوانی بگذاشتآدمی طبع و ملکخوی و پری سیما شد

عقل را گفتم ازین پس بسلامت بنشینگفت خاموش که این فتنه دگر پیدا شد

پُر نشد چون صدف از لؤلؤ لالا دهنیکه نه از حسرت او دیدهٔ ما دریا شد

سعدیا غنچهٔ سیراب نگنجد در پوستوقت خوش دید و بخندید و گلی رعنا شد

Comments

Loading comments…