گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست

کلیات سعدی — غزلیات

گفتم مگر بخواب ببینم خیال دوستاینک علی‌الصباح نظر بر جمال دوست

مردم هلال عید بدیدند و پیش ماعیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست

ما را دگر بسرو بلند التفات نیستاز دوستی قامت با اعتدال دوست

زان بیخودم که عاشق صادق نباشدشپروای نفس خویشتن از اشتغال دوست

ای خواب گرد دیدهٔ سعدی دگر مگردیا دیده جای خواب بود یا خیال دوست

Comments

Loading comments…