گلبنان پیرایه بر خود کرده‌اند

کلیات سعدی — غزلیات

گلبنان پیرایه بر خود کرده‌اندبلبلانرا در سماع آورده‌اند

ساقیان لاابالی در طوافهوش میخواران مجلس برده‌اند

جرعهٔ خوردیم و کار از دست رفتتا چه بیهوشانه در می کرده‌اند؟

ما بیک شربت چنین بیخود شدیمدیگران چندین قدح چون خورده‌اند؟

آتش اندر پختگان افتاد و سوختخام طبعان همچنان افسرده‌اند

خیمه بیرون بر که فراشان بادفرش دیبا در چمن گسترده‌اند

زندگانی چیست؟ مردن پیش دوستکاین گروه زندگان دل مرده‌اند

تا جهان بودست جماشان گلاز سلحداران خار آزرده‌اند

عاشقان را کشته می‌بینند خلقبشنو از سعدی که جان پرورده‌اند

شکر غمازان نمیدانم که چون آرم بجایکانچه شکل بود گفتن بر من آسان گفته‌اند

Comments

Loading comments…